ریحانهریحانه، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره
زهرازهرا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

ریحانه کوچولو

باغ انگور

جمعه به همراه زن عمو وعمو رفتیم باغ انگور زن عمو اینا تا برگ بچینیم. تو هم کمک می کردی ولی هر برگ را سه وچهار تکه می کردی می گذاشتی تو پلاستیک به طوری که به درد ته قابلمه هم نمی خورد. ...
28 خرداد 1391

روز مادر

عزیزم دیروز ازت پرسیدم که ریحانه جان روز مادر برام چی می خری؟ با شیرین زبانی گفتی: نون نو ( اخه تو به چیز خوردنی نون نو میگی) من گفتم : نون نو چی می خری؟ دوباره با شیرین زبانی گفتی: بعدنی (بستنی)      ...
23 ارديبهشت 1391

روزی که پارک تعطیل بود

  ریحانه جان روزهای تعطیل عید تو بیشتر دلتنگ یاسمن می شدی هر وقت که صبح بیدار می شدیم همش می گفتی بریم پیش یاسمن، طول روز فقط سراغ یاسمن را می گرفتی برا همین بیشتر وقتها یا خاله زنگ میزد یا من باهم می رفتیم بیرون. اون روز خاله زنگ زد و گفت که ما تو پارک هستیم شما هم بیاین. ولی متاسفانه پارک تعطیل بود برا همین نشد که سوار بشین فقط دور زدیم.خوش گذشت     ...
15 فروردين 1391

سیزده به در

این اولین سیزده به در تو بود چون پارسال تازه ٦ ماهت تمام شده بود و بابایی هم رو تو حساس برا همین تو خونه موندیم. ولی امسال با یاسمن رفتیم باغ اونا خیلی خوش گذشت. از صبح رفتیم صبحانه که عالی بود ظهر هم خیلی گرم بود تو و یاسمن یک ساعتی خوابیدین. ...
14 فروردين 1391