باغ انگور
جمعه به همراه زن عمو وعمو رفتیم باغ انگور زن عمو اینا تا برگ بچینیم. تو هم کمک می کردی ولی هر برگ را سه وچهار تکه می کردی می گذاشتی تو پلاستیک به طوری که به درد ته قابلمه هم نمی خورد. ...
ریحانه در ویلا
ریحانه نماز می خواند
روز مادر
عزیزم دیروز ازت پرسیدم که ریحانه جان روز مادر برام چی می خری؟ با شیرین زبانی گفتی: نون نو ( اخه تو به چیز خوردنی نون نو میگی) من گفتم : نون نو چی می خری؟ دوباره با شیرین زبانی گفتی: بعدنی (بستنی) ...
روزی که پارک تعطیل بود
ریحانه جان روزهای تعطیل عید تو بیشتر دلتنگ یاسمن می شدی هر وقت که صبح بیدار می شدیم همش می گفتی بریم پیش یاسمن، طول روز فقط سراغ یاسمن را می گرفتی برا همین بیشتر وقتها یا خاله زنگ میزد یا من باهم می رفتیم بیرون. اون روز خاله زنگ زد و گفت که ما تو پارک هستیم شما هم بیاین. ولی متاسفانه پارک تعطیل بود برا همین نشد که سوار بشین فقط دور زدیم.خوش گذشت ...
سال نو
ناز گل من سال نو ١٣٩١ مبارک ...
سیزده به در
این اولین سیزده به در تو بود چون پارسال تازه ٦ ماهت تمام شده بود و بابایی هم رو تو حساس برا همین تو خونه موندیم. ولی امسال با یاسمن رفتیم باغ اونا خیلی خوش گذشت. از صبح رفتیم صبحانه که عالی بود ظهر هم خیلی گرم بود تو و یاسمن یک ساعتی خوابیدین. ...












